على اصغر حلبى
183
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
بر آن بودند كه پسرشان تعليم را ترك كرده ، به كارى تجارى بپردازد . « 1 » آراء ابو حنيفه . در اينجا مسائلى را مورد بحث قرار مىدهيم كه دربارهء آن طرز فكر امام به قلم خودش ثبت شده و اكنون نيز موجود است . او صاحب تصنيف و اثرى نبود . از اين روى دربارهء كارنامهاش به مصادر معتبر ديگر بايد رجوع شود . اما مسائلى چند را شيعه ، خوارج ، مرجئه و معتزله پيروى مىكردند كه امام را وادار مىكرد كه بر خلاف عادتش رد بر آنها بنويسد و مسلك اهل سنت و جماعت ( اكثريت جامعه اسلامى ) را بطور مختصر اما در كلمات و جملاتى آشكار و واضح به رشته تحرير در آورد . پيش از اين بيان داشتيم كه در زمان خلافت حضرت على ( ع ) و در به دو سلطنت بنى اميه ، اختلافاتى كه بين مسلمين ايجاد گرديده بود ، منجر به تشكيل چهار فرقه گرديد كه نه تنها آراء شخصى و گروهىشان را پيرامون برخى از مسائل آشكار ساختند ، بلكه آن را به شكل عقيده مذهبى درآوردند كه تركيب اجتماع اسلامى ، تشكيل حكومت اسلامى ، مأخذ قانون اسلامى ، و شيوههاى فيصله دادن مسائل اجتماعى گذشتهء امت را متأثر ساخت . گرچه مسلك اكثريت دربارهء اين مسائل مشخّص بود زيرا كه مسلمانان عامه آن را رعايت مىكردند و فقهاى بزرگ گهگاهى در اقوال و افعال خويش نيز آن را اظهار مىكردند اما تا زمان امام ابو حنيفه كسى آن را دقيقا بحث نكرده و به شكل تحرير واضح در نياورده بود . توضيح عقيده اهل سنّت . امام ابو حنيفه نخستين شخصيّتى بود كه در كتاب الفقه الاكبر « 2 » خود عقيده اهل سنت و جماعت را در مواجهه با اين فرق ثبت كرد .
--> ( 1 ) . ابن خلكان 5 / 23 ، 422 . المكى 2 / 312 - البته عدهاى ديگر از دانشمندان سنى و شيعه هستند كه ابو حنيفه را تضعيف و مذمت كردهاند براى نمونه چند عبارت را نقل مىكنم 1 ) محمد بن محمد الغزالى الشافعى مىگويد : « فاما ابو حنيفه فقد قلّب الشريعة ظهرا لبطن و شوش مسلكها و غيّر نظامها و اردف جميع قواعد الشرع باصل هدم به شرع محمد مصطفى ( ص ) و من فعل شيئا من هذا مستحلا كفر و من فعله غير مستحلّ فسق » ( المنحول فى الاصول ) ، - آية اللّه خوئى ، ( معجم رجال الحديث 19 / 164 ) . ابن جوزى الحنبلى قال : فاتفق الكل على طعن فيه ( معجم ، 19 / 164 ؛ 3 ) و قد الّف شيخنا المفيد ( قدس سرّه ) رسالة فى مخالفة ابى حنيفه لنص كتاب اللّه تعالى و سنة رسوله . . . و سماه بالمسائل الصاغانية ( همانجا ، 19 / 164 ) . ( 2 ) . قبل از رايج شدن اصطلاح علم كلام به جاى اصول عقايد - اصول دين - به آن كلمهء « الفقه » اطلاق مىشد با اين تفاوت كه عقايد را « الفقه الاكبر » مىگفتند . ابو حنيفه اين نام را براى رسالهء خود به كار برده . دربارهء بعضى قسمتهاى اين كتاب محققان معاصر اظهار شك كردهاند و احتمال دادهاند الحاقى باشد . اما ما اين قسمتها را مسلم مىگيريم و در اينجا درج مىكنيم . براى اينك مسلك ابو حنيفه در اين كتاب با مصادر ديگر از قبيل الوصيه ، الفقه الابسط ، عقيده طحاويه . . . مطابقت دارد .